حوادث

بازار سیاه اکسیژن


“داستان طناب زدن در کشور ما یک داستان عجیب است ، این بار نوبت کپسول اکسیژن در ارتفاع پنجمین قله کرونا است.” او این را می گوید و کپسول سفید 10 کیلویی اکسیژن را که به طنابی بلند به دیوار تکیه داده است ، کمی جلوتر می راند. او یک بار موهایش را سفید کرده بود و حالا کرونا دلش برای همسر قدیمی اش می افتد و او باید در خانه از او مراقبت کند ، فرزندانش جرات نمی کنند به خانه آنها بیایند و خودش هم نمی تواند در این صف طولانی بایستد. ساعت 19:00 ماسک خود را کمی بلند می کند و ادامه می دهد: ‘به دلیل کمبود تخت بیمارستان در مشهد ، ما بیماران خود را به خانه آوردیم و مسئولان هزینه بیمارستان را متحمل شدند. علاوه بر بودجه ، باید صف ها ، قیمت های بالا و کمبود اکسیژن را نیز تحمل کنیم. “

دکمه بازگشت به بالا