فرهنگ و هنر

کشف ارتباط بین موسیقی و علم

به گفته فعالان موسیقی موسیقی ، ارتباط عمیقی بین علم و موسیقی وجود دارد و ترکیب این دو علاوه بر جنبه های زیبایی شناختی موسیقی ، به دستاوردهای بی نظیری در تولید محتوای موسیقی برای نوازندگان نیز منجر خواهد شد.

بیژن نوروز ، نوازنده ، نوازنده و مدیر یکی از شرکت های نوپا فعال در زمینه موسیقی علمی و نجومی در مصاحبه با آپارات نیوز وی گفت: “برخی از مردم معتقدند كه موسیقی و علم كاملاً در تضاد با یكدیگر است و دیگران علم و موسیقی را به عنوان یك زوج جدا نشدنی می دانند ، و رابطه مرموز این موسیقی و علم دارد.

وی ادامه می دهد: “البته این بدان معنا نیست که مطالعات علوم باعث پیشرفت افراد در زمینه موسیقی یا بالعکس خواهد شد ، اما با مقایسه این دو در می یابیم که هر دو این رشته ها پر از ویژگی های خاص خود هستند ، اما رابطه بین این دو رشته می تواند تأثیر قابل توجهی در محتوای اثر بگذارد.

موسیقی به عنوان ریاضی

نوروز به نظریه “تحلیل موسیقی و استفاده از الگوهای موسیقی” اشاره می کند: این نظریه به فواصل بین نت ها ، ترتیب موزون ظهور نت ها و غیره می پردازد. به عنوان مثال فاصله C تا G ، مانند دو نت اول موسیقی فیلم جنگ ستارگان ، یک فاصله پنجم است. ترکیبی از C ، G و E به ما هماهنگی مشخص و پایدار C ماژور می دهد. استفاده از تئوری موسیقی به جای اینکه تصادفی خوب به نظر برسد ، ما را به سمت موسیقی مطلوبی که می خواهیم می رساند.

وی افزود: ‘برخی از مردم ، به ویژه آهنگسازان ، دانش گسترده ای در مورد تئوری موسیقی دارند. بقیه مردم تلویحاً این نظریه را می فهمند ، و در طول سالها به عنوان پیوند درونی بین آنچه می شنوند و آنچه در مورد آلات موسیقی آنها اعمال می شود ساخته شده است. اما اکثر مردم کمی از هر دو دارند.

وی گفت: “این نظریه 100٪ علمی نیست ، اما می توان با شمردن ملودی های موزون و غیرمعمول از نقش هارمونیك نت های خاصی در تار استنباط كرد و معنای كاملاً ریاضی دارد.”

الگوها تنها مشکل نیستند

نوروز یادآور شد: شاید به همین دلیل برخی معتقدند ارتباط علم و موسیقی طبیعی است. دانشمندان با تجزیه و تحلیل الگوها مشکلی ندارند و از پس ریاضیات برمی آیند و آیا درست است که موسیقی فقط از ریاضیات و الگوها تشکیل شده است؟ نه در واقع ، اگر با این کوته بینی به موضوع نگاه کنیم ، گویی نه تنها از موسیقی بلکه از علم نیز سوers برداشت کرده ایم.

وی گفت: موسیقی برای تجزیه و تحلیل قوانین مختلف نه تنها به دانش ، بلکه به احساسات ، خلاقیت و بینش نیز نیاز دارد. غریزه ، عادت و خوشبختی برای کاربرد عملی تئوری موسیقی ضروری است.

نوروز ادامه می دهد: از طرف دیگر ، هیچ ایده جدیدی بدون الهام از جرقه اولیه ظهور نخواهد کرد. سخت ترین قسمت یافتن جرقه است. بقیه کار بسیار روان پیش می رود: انجام محاسبات ، جمع آوری داده ها ، مانند آهنگساز که پس از روزها کار متوقف می شود و ظاهراً به طور تصادفی ساز را برای ملودی انتخاب می کند.

زیبایی در هر دو وجود دارد

نوروز با اشاره به ارتباط بین فیزیک و موسیقی خاطرنشان کرد: دوگانگی عجیبی بین این دو وجود دارد. این دوگانگی در هسته اصلی کار ، یعنی تمرین ، آماده سازی ، تجربیات ، محاسبه و هفته های تفکر نهفته است. این امر در تحقیقات مشترک مشهود است ، حتی اگر ما به جای تکنواز در یک گروه بازی کنیم. این دوگانگی می تواند منجر به انزوا یا عدم اعتماد به نفس شود.

وی در توصیف وجود دوگانگی “خصوصی / عمومی” به عنوان مشخصه بارز علم و موسیقی ، گفت: “در هر دو زمینه توجه بیشتری به سلامت روان توجه می شود ، در حالی که در هر یک از این زمینه ها لذت کنار هم بودن وجود دارد. “قطعات از نظر زیبایی شناسی خوشایند هستند.

نوروز ادامه می دهد: شاید مردم به جنبه های تحلیلی و رمزگشایی مدل علم و موسیقی علاقه مند باشند. اما این ارتباط پیچیده تر و عمیق تر از آن چیزی است که شما فکر می کنید.

انتهای پیام

دکمه بازگشت به بالا